رویکرد اصلی درطب اسلامی پیش گیری یا درمان

رویکرد اصلی درطب اسلامی پیش گیری یا درمان

امروزه و با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی، یکی از دغدغه هایی که عموم مردم را درگیر کرده مسئله مهم و استراتژیک سلامتی و درمان است. مسئله ای که برای هر کشور علاوه بر جلوه های شخصی، در مسایل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی حرف زیادی برای گفتن دارد و در کلیه کشور ها شاخص سلامتی یکی از مهمترین ملاک های سنجش جامعه پیشرو و ممتاز به شمار می رود.

 

اما باید بررسی کرد که این مسئله اولا در طب و تغذیه اسلامی چگونه مطرح شده و ثانیا رویکرد اصلی و تکیه اساسی بر روی درمان است یا پیش گیری؟!

 

همان گونه که از مجموع روایات و آیات به دست می آید، اهتمام ائمه هدی علیهم السلام به مسئله بهداشت ، تغذیه و درمان بسیار بسیار زیاد بوده تا حدی که در متون روایی ما بالغ بر ۱۱ هزار روایت در مسائل تغذیه و درمان مطرح شده است. و این خود نشانه آن است که اهمیت مسئله چقدر زیاد است.

 

در مرحله اول آنچه در طب و تغذیه اسلامی توجه ما را به خود جلب میکند این است که توصیه های غذایی و بهداشتی در طب اسلامی توصیه های کلیدی و حیرت انگیزی هستند.

 

چند وقت پیش می خواستم مطلب کوتاهی را برای عده ای مطرح کنم و بگویم که طب اسلامی چه مزایایی دارد وقتی نگاهی اجمالی به فهرست مطالبی که در طب اسلامی تاکید شده انداختم با این نکته مواجه شدم که هر کدام از توصیه های اسلامی بابی از درمان را تعطیل می کند مثلا مسواک زدن با چوب زیتون و چوب مسواک که این همه مورد تاکید روایات است نیاز ما به دندان پزشک را به کلی مرتفع می کند و می توانیم با مرتب مسواک زدن همیشه دندان هایی سالم داشته باشیم. ویا مطالبی که درباره سویق وجود دارد خیلی از نارسایی های فعلی در تغذیه و رشد خصوصا رشد کودکان و حتی نارسایی ها در تولید نسل را بر طرف میکند و نمونه هایی از این قبیل.

 

پس به راحتی این مسئله فهمیده می شود که قدم اول تغذیه مناسب و خوب است. که خوشبختانه طب اسلامی حرف های زیادی در این باره برای گفتن دارد و بر خلاف طب جدید در این مرحله بسیار موفق است. مثلا در طب و تغذیه جدید میبینیم که تناقض های آشکاری بین روش های تغذیه و مطالب درمانی وجود دارد. یکی از نقض های این مسئله هم خوان نبودن روند استفاده از نمک و روغن که اتفاقا خیلی هم مورد استفاده هستند با روند سلامتی است. یعنی طب جدید یک نمک و روغن سالم و بدون خطر به مردم معرفی نکرده است در حالی که نمونه های موفق آن در طب اسلامی موجود است.

 

از طرف دیگر، درباره رویکرد اصلی در طب اسلامی همین مسئله صادق است. روایتی که درباره داروی امام  کاظم(ع) آوردیم که ایشان فرموده بودند : … اگر کسی از این دارو استفاده کند مریض نمی شود تا هنگام مرگ؛ این مسئله را تایید می کند که اصلا بنا نیست در جامعه انسانی و به خصوص در بین مسلمانان بیماری وجود داشته باشد هر چند از طرفی بیماری در یک سری روایات مدح شده و ائمه خدا را شکر کرده اند که اهل خانه آن ها اگر عمل ناشایستی انجام داده اند، سزای آن را در همین دنیا با بیماری می بینند و به آخرت موکول نشده است. و یا روایتی داریم که بیماری تب بیماری خوبی است زیرا سهم هر کدام از اعضای بدن را از بلا به آن اعطا می کند.

اما مسئله اصلی این است که هر چند بیماری وجود داشته و دارد و حتی خود ائمه علیهم السلام گاهی به بیماری مبتلا می شدند، اما نوع بیماری هایی که افراد به آن مبتلا می شوند بیماری های سخت و لاعلاج نیست. و این بیماری های ساده مثل سرماخوردگی و تب و سرفه و مانند اینها بیماری هایی هستند که نه نتها مضر نیستند بلکه روند کار بدن را اصلاح می کنند و همان گونه که قبلا اشاره شد بیماری سرماخوردگی از  بیماری های ژنتیکی جلوگیری می کند. و از طرف دیگر درمان این بیماری ها به سادگی انجام می پذیرد.
پس، از مجموع مطالب روشن می شود که رویکرد اصلی پیشگیری است نه درمان.

 

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 7 =